لسان الملك سپهر
1211
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
به روايتى دستار خويش بگشود و حشيّهء « 1 » خود ساخت و انتظار صبح همىبرد ، ناگاه پهلوى او به زمين آمد و خوابش بربود تا آن زمان كه آفتاب بر او تافت و از گرمى خورشيد بيدار شد . و هم گفتهاند : نخستين رسول خداى از خواب انگيخته شد و بلال را آواز داد . پس بلال عرض كرد : يا رسول اللّه آنچه بر تو غالب شد بر من هم غلبه جست . مردم او را نكوهش كردند و أبو بكر از همه بيشتر سرزنش نمود . پيغمبر فرمود : از اين منزل باربنديد يا اينكه فرمود : اين وادى جايگاه شيطان است از اينجا كوچ بايد داد . پس لشكريان راه برداشتند . و چون لختى راه بپيمودند ، هم به فرمان فرود شدند و وضو بساختند . رسول خداى بلال را فرمود تا اقامت بگفت يا آنكه اذان بگفت . آنگاه قضاى نماز به جماعت بگزاشت مردم از اين حادثة سخت هراسناك بودند . پيغمبر فرمود : اى مردان خداوند قبض ارواح ما كرده بود ، اگر خواستى در غير اين زمان به ما رد كردى ، اگر يكى از شما به خواب رود يا نماز را فراموش كند ، چون به ياد آرد قضا كند من نام عن صلاة و نسيها فليصلّها اذا ذكرها ، فانّه وقتها ، فانّ اللّه قال : اقم الصّلاة لذكرى مىفرمايد : چون كسى را خواب بربايد و نماز را فراموش كند ؛ هر وقت به ياد آرد ، و نماز بگزارد چه اقامت نماز از بهر ياد كردن خداوند است . پس پيغمبر با أبو بكر فرمود كه : شيطان هنگام نماز بر بلال درآمد و او را تكيه داد و خواب را در چشم او آراست ، بدانسان كه كودكان را به خواب كنند . بالجمله چون رسول خداى نزديك به مدينه آمد و كوه احد ديدار گشت ، فرمود هذا جبل يحبّنا و نحبّه ، اللّهمّ انّى احرّم ما بين لابتيها يعنى : احد كوهى است كه ما را دوست مىدارد و ما آن را دوست مىداريم . خدايا من حرام گردانيدم ميان دو سنگستان مدينه را . سريّه أبو بكر بر سر بنى كلاب هم در اين سال ابو بكر با جمعى از مسلمين به فرمان رسول خداى مأمور شدند
--> ( 1 ) . حشيه : توشك ، نهالى ، بستر